تبلیغات X
آپلود عکس

harfeakhar

harfeakhar

رفیق این روزهایم جمال ...ر

از بچگی عاشق لاکپشت بودم و الااااااان . . . . ‌. یه دونه توی اتاقم دارم که اسمش جمالِ اینقدر ناز و خواستنیه برام که نگو ، آروم و بی صدا هم هست و نگهداری خاصی نمیخواد مثل سگ و گربه هم از نوازش خوشش نمیاد ، در کل به نظرم حیوون مستقلیه و برعکس لاک سفت و سختش ، بدن خیلی نرمی داره برای همینم هست که میتونه خودش رو توی لاک جمع کنه اما چیز عجیبش عضله های قوی جمالِ که قدرت زیادی داره فقط نمیدونم چرا به غذا واکنش نشون نمیده ، نه سبزیجات ، نه گوشت و نه حتی غذای معمول
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 تير 1401ساعت 1:59 توسط Ali Farhadi

چهل دزد بغداد

نمیدونم چه حکمتیه چند وقته همش خواب دزدی میبینم یه شب خودم دزدی میکردم و چندشب هم ازم دزدی یا خِفتگیری میشد ، حتی مادرمم خواب دیده بود ازم دزدی میکنن یه کم این طرف و اون طرف برای تعبیرش گشتم اما به چیز خاصی نرسیدم ، فقط در این حد که معنای خوبی نداره
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 تير 1401ساعت 1:59 توسط Ali Farhadi

دست و پنجه با مرگ ، حسرت دیدار دوباره درب

هرکسی توی شغلی که هست سختی هایی داره اگر اون شغل رو دوست داشته باشه که پاش وامیسته و ادامه میده ، اگر هم تمایلی نداشته باشه که حتی روزهای معمولی هم براش عذاب آوره گاهی هم پیش میاد که واردش میشی و به مرور باهاش کنار میای تا حدی که دیگه نمیتونی و نمیخوای ازش جدا بشی توی شغلی که الآن هستم همینطوره ، روزی که واردش شدم و بهشون پیوستم ، سختی هایی داشت که اصلاً به فکرم نمیرسید ، تا جایی که در هفته اول توی دلم خالی شد و گفتم خدایا بیخیال بشم چون حقیقتاً خطر رو حس
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 تير 1401ساعت 1:59 توسط Ali Farhadi

ماهی سیاه کوچولو

امشب به طور اتفاقی به اسم صمد بهرنگی برخوردم ، آموزگاری که در نویسندگی و ترجمه هم فعالیت داشت و دیدگاه ش نسبت به آموزش شهری و روستایی برام قابل تأمل بود بنابر این شروع کردم یکی از مشهورترین کتاب هاش به نام « ماهی سیاه کوچولو » رو خوندم ، داستانی کوتاه در سبک کودک و نوجوان با زمینه سیاسی به حدی که شده بود یکی از بیانیه های غیررسمی سازمان چریک های فدایی خلق ایران داستان جالبی بود اگر چه به نظرم حس جسارت و گستاخی رو میتونه در آدم ها ، اصطلاحاً قلقلک بده یه
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 تير 1401ساعت 1:59 توسط Ali Farhadi

یه کمی فکر با طعم نقد و فلسفه

شهاب حسینی برای اولین تجربه کارگردانی خودش یه فیلمی ساخت به اسم ساکن طبقه وسط با یه فاز فلسفی و عرفانی داستان یه نویسنده که میخواد یه داستان با پایان خوب بنویسه اما درگیری ها و مشغولیت های ذهنیش اونقدر زیادن که هر لحظه به یه گوشه از دنیای خیال پرت میشه و در نقش کسی ظاهر میشه از شخصیت های شرقی و غربی گرفته تا شخصیت های تاریخی و معاصر ( فردوسی ، زکریای نبی ، مسیح ، چه گوآرا ، نیوتن ، فرهاد مهراد و ویگن و ...
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 تير 1401ساعت 1:59 توسط Ali Farhadi

این مثلاً سلبریتی ها

یکی از ویژگی های بدی که بین به اصطلاح سلبریتی ها مُد و شایع شده اینه که از هر ترفندی برای دیده شدن استفاده می کنند گاهی با تن فروشی ، گاهی با وطن فروشی و گاهی هم با دین فروشی اما در مورد آخری (امیرتتلو) با اهانتی که به بی بی زینب (س) کرد ( و بی شک چوبش رو خواهد خورد ) باعث شد بشه تیتر رسانه و فضای مجازی و از اون بالاتر وضعیت و استوری خیلی از ما بچه شیعه های دوستدار اهلبیت (ع) درسته که نیت ها درست و برای محکوم‌ کردنش بود ، اما در واقع باعث شد، بیشتر بازدید
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 تير 1401ساعت 1:59 توسط Ali Farhadi

کلاغ در ضمن وجود من است

یه چیزی که انگار بقیه داره داره یادشون میره ، اینه که من شاعر دلگیرم شاعر دلگیری که در ضمنش کلاغ هم هستم شاعر دلگیر ( کلاغ ) یعنی همین ، یعنی کلاغ بودن در ضمن آدم بودن برای همین کلاغ رو از عنوان پاک کردم تا اصل ، فدای فرع نشه من شاعر دلگیرم و کانون در آن دلگیر بودن است ، اما معنای آن وسیع تر از آن‌ است که در کلام بگنجد ، آنچنان که ممکن است روزی شاعر نباشم ، اما دلگیر بودن هرگز پس همچون سابق فریاد میزنم : من! شاعر دلگیرم
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 تير 1401ساعت 1:59 توسط Ali Farhadi

تبریک

عید فطر همه تون مبارک
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 تير 1401ساعت 1:59 توسط Ali Farhadi

پذیرش آنچه که قابل تغییر نیست

خانمی که فعالیت اجتماعی ش رضایت گرفتن برای بچه های اعدامی بود ، یه بار به دوستش که دکتر روانشناس بود گفت موردی هست که نتونستیم براش از اولیاء دم رضایت بگیریم ، فردا هم روز اجرای حکمِ قصاص ش هست، برو باهاش صحبت کن ، بالاخره تو درسش رو خوندی دکتر گفت من نمیتونم ، آخه کسی که فردا روز اجرای حکم ش باشه که نمیشه از امید به زندگی یا فردایی بهتر و آینده ای روشن براش حرف زد ، آخه چی بگم بهش؟ چی کار کنم براش؟ چیزی که منو واقعاً متأثر کرد ، جواب اون خانم بود خانم
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 تير 1401ساعت 1:59 توسط Ali Farhadi

دلتنگی یه راهه ، تا بی نهایت

دلم تنگ میشود دلم برای دلتنگی ، تنگ میشود برای دوست داشتنت و برای آن لحظاتی که نداشته و ندارمت ............ دلم تنگ میشود دلم برای چشمانی که ندیده ام تنگ میشود برای دستان گرمی که هیچ گاه نفشرده ام و برای همه شب هایی که تو را در آغوش نکشیده ام ............‌‌ دلم تنگ میشود دلم برای گندمزار گیسوانت تنگ میشود برای لب هایی که افسونش لبخند بود و برای گونه هایی که سرخی اش آتش .............. دلم تنگ میشود دلم برای شعرهایی که در وصفت نسروده ام تنگ میشود برای حرف
+ نوشته شده در چهارشنبه 1 تير 1401ساعت 1:59 توسط Ali Farhadi

صفحه قبل 1 صفحه بعد